p.28


 

عــــادت نـــدارم درد دلـــــم را

به هـمه کــــس بگویـــم

پس خاکـــــش میکنم زیــر چهـــــره ی خنــــدانم...! ! !

تا همـــــه فکـــــر کننــــد . . .

نه دردی دارم و نه قلبــــــــــــــی

P.27











دلت که گرفته باشد ,


دستت را برای گشودن پنجره هم باز نمیکنی


پای سنجاقک سرخوشی که میهمانت شود نخی میبندی,


تا پای بند تنهاییت شود


و قصه ی مهربانی آفتاب را برایت بگوید


پای بند باشی و دلتنگ ,


سایه ات را پیش کش غصه هایت می کنی


شاید سهمی از بار شانه هایت , تقبل کند ...