صداي قلب شكسته ام را اينگونه بشنو اي دوست :

 

اي محبوب رويايي من  نيمه شب ها خواب مي ديدم که مي آيي اما هرگز اين خوابم تعبير نشد...              

 در  دوران دوست داشتن  ياري كه  هرگز متوجه  تپش صداي قلب من  نشد  اما  هرگز  حاضر  نشدم به او   بگويم  دوستت دارم دوست داشتم كه او  بد ا ند  د و ستش  دارم  .... اما او هيچ وقت اين احساس مرا درك ننمود .... فقط   د و ستي  ديگر به قلبم روشنايي مي بخشيد و مر ا به وي اميد وار  مي نمود ... اما  ديگر امروز روشنايي چراغ قلبم  براي هميشه  خاموش  شد ..... آيا روشن  شدن  اين  چراغ  دوباره امكان  پذير مي باشد.

بله اينگونه بود كه :

دل شكسته من همچون خدا تنها شد . درد دل من را هيچ كس درمان نكرد  و اسمم را دگر كسي فرياد نكرد.اينگونه بود كه  طلوع   ا ميدم به غروب  نا  ا ميدي تبديل شد . قلب اميدوارم كه در چندي پيش تپيدن تازه ايي از خود آغاز نموده  بودو  با ديدن  يك روح (...)   روح تازه ايي به خود گرفت و با اميدي ما ندگار جا مه اميد واري  را بر تن نمود

 

اما ...  ا ما  سرانجام طلوع روشنايي به غروب تنهايي تبديل گشت

 

اما چگو نه اين امر امكان پذ ير مي با شد.

 

 بعد از شنيدن خبر بد دوست  د ا شتن (...) از اينكه وي فرد ديگري را دو ست دارد با خود گمان كردم كه به   نا گه  تيري از كما ني بدون آنكه به بد نم بر خورد كند به سوي  شيشه قلبم ر ها شد  و شيشه قلبم را براي هميشه شكست . كاش كه سرم مي شكست پا يم مي شكست دستم مي شكست و يا هر جاي ديگرم مي شكست اما ... امادلم نمي شكست ......  قلبي كه اميد ش همان بود   و بس  . از آن پس بر لب من هرگز شادي و خنده  معني پيدا ننمود.آيا قلب شكسته عا شق را مي توان دو باره به هم پيو ند ز د  ؟ پاسخ سوالم را بايد از همان فردي كه  د چار اين چنين  شكست  شده  جست   .اما  آيا تاكنون پزشكي براي ترميم اين چنين قلبهايي هم ا نديشه  شده ؟   در پاسخ بايد بگويم بله ؟ ...؟  پزشك اين چنين قلبهايي همان كسي است كه تير را از كمان به سوي شيشه قلبم  رها نمود تا شيشه قلبم را بشكند آري او فقط مي تواند اميدي دوباره به اين چنين قلبها يي  ببخشدكاش كه طبيب قلبم تو مي بودي تا تمام درد هايم را درمان مي كردي  . ولي آيا چيزي كه شكست با ترميم  نمودن آن به همان حالت و يا شكل  اول بر مي گردد.آيا چنين چيزي ممكن مي شود ؟                      

       آري قلب و دل من بي صد ا مي شكند