بی بهانه سلام

گاهی دلم می خواهد بدانی حال من چگونه است اما بدان که من همیشه حال تو را می دانم .

اغلب دلم برایت تنگ می شود هر لحظه یک بار تنفست می کنم . جای تعجب نیست یک دیوانه دارد

با تو حرف می زند خودت قضاوت کن که اول دیوانه نبود و حالا خوشحال است که تو دیوانه اش کردی .

ای وحی محض ٬ الهام تمام ٬ ای خود حقیقت ٬ ای سوال همه جواب ها و ای جواب همه سوال ها ٬

زمستان است ولی ماه به بار نشستن شکوفه های کال درخت نیاز ٬ دیروز آسمان به دخترکی معصوم

که رویاهای عاشقانه اش برای همیشه میان شدت اعتماد به مسافری رهگذر جا ماند ٬ نقل های سپید

بر سرمان ریخت تا دخترک یک بار هم که شده بخش کوچکی از آرزو هایش را گل داده ببیند . دیروز

باران هم بارید و من به یاد درس لطیف عصر هفت سالگی پشت پنجره ماندنم تا او بیاید .آن وقت ها

می گفتند او در باران آمد و من از آن وقت تا وقتی تو آمدی انتظارت را می کشیدم بی آنکه بدانم

گمشده ام کیست و دیروز هرچه نگاه به پنجره ریختم او نیامد و یا نه دیوانگی ست ببخش ٬ تو نیامدی .

می دانم قرار نبود بیایی و چه زیبا می شود کسی وقتی بیاید که قرار نیست .

راستی آن چیزی که سال ها پیش بردی حالا کجاست ؟

این گونه نگاهم نکن ٬ دلم را می گویم . تنهایی گاهی سبب می شود که در دامنه های زندگی اتراق

کنی و باز تحملت را بر شانه های کوه بگذاری تا خستگی ات کمی در برود .

راستی چه حکمتی ست که من بیشتر ٬ غروب ها دلم برای تو تنگ می شود ؟! نه فکر کنی که

خورشیدی ٬ نه عزیزم خورشید شب ها می رود و گل های آفتاب گردان را به حال خودشان می گذارد .

اما جالب ست که تو مهتاب هم نیستی که روز ها بروی ٬ در حقیقت تو هیچوقت نمی روی که قرار باشد

بیایی .

اولین باری که رفتی هنوز این معما را نمی دانستم اما آن وقت که با لحن فریادی ات مانع چکیدن اولین

تگرگ اشکم شدی فهمیدم رفتن نوعی ماندن ست و تو رفتی که بمانی و ماندی ٬ آن قدر ماندی و از

آن سوی دور دست های مدیترانه برایم خواندی که من با تو و بی تو برای تو نوشتم . آن قدر بی پاسخ

گذاشتی و گذشتی که آخرش نه بخاطر من راستش نمی دانم به خاطر که ٬ شاید به خاطر خودت

برگشتی و همین مثل آن یک دانه عکست که کنار دیوان حافظ و روی طاقچه خود نمایی می کند کلی

غنیمت است . بمان اما این بار نه دیگر از آن ماندن هایی که رفتن دارد این بار به زبان عامیانه بمان ٬

به زبان همه که وقتی تنها می شوند ماندن کسی را زیر لب با صاحب آسمان ها در میان می گذارند ٬

یک بار هم به خاطر کسی که یک عمر برایت مرد ٬ بمان .

اما لااقل بگو ٬ بنویس ٬ نقاش کن یا اشاره کن که به خاطر او مانده ای ٬ منت چشمان تو هم عالمی دارد

مافوق عالم رویا . . .

 

                                                          

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com