[تصویر: qqs1sxj374uvfx9iw7ac.jpg]

 

 

 

من دختر پاییزم

چرا پاییز غمگین تر از من است ؟

آری او هیچ گاه بهار را ندیده است…

ولی من بهار را یک بار تجربه کرده ام حتی کوتاه وگذرا

پاییز هیچ حرف تازه ای برای گفتن ندارد

ولی من همیشه برای تو می نویسم و تازه تر از شکوفه های بهار برایت دارم

او وقتی از منبر باد بالا می رود درخت ها چه زود به گریه می افتند .

آری من هم وقتی تو را می بینم زود به گریه می افتم

پاییز طلایی رنگ رنگ برگ ریز من…

امسال هم آمد و می خواهم عاشقانه هایم را با تو بسرایم

مرا ببخش که نمی توانم رنگهایت را به نظاره بنشینم.

خش خش برگهایت را زیر پاهایم حس کنم …

از بارش باران سوزنیت بروی صورتم احساس رهایی کنم …

چون این پاییز هم غمگینم و دلتنگ